|
عشق از نوع ؟
|
||
|
kuft |

مهم نیست که
که رویاهای مرا می دزدند
یا به لحن ترانه های کودکی ام می خندند
می دانم
به زودی
در زیر عبور این لحظه های پر شتاب دفن خواهم شد
ولی
تو را قسم به هر چه از بی قراری دریا شنیده ای
مگذار کسی هوای بارانی چشمت را
به گریه تعبیر کند...
تنها گناه باران این است که بی ریا می بارد
وگرنه همه باران پرست بودند...

هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو
تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم . . .

گفتی: از یاد تو میرم.نه عزیزم مگه میشه
به جا چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه
فاصله بین من و تو تا کجا دنباله داره؟
قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه؟
نمی خوام که ناامیدی بشینه رو قلب خستم
چی دیدی خدا رو شاید بشی مال من همیشه
روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست
من کنار تو با تو ، مال منی تو همیشه...

ساحل افتاده گفت :
« گر چه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم .»
موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت :
« هستم اگر می روم گر نروم نیستم . »
(( محمد اقبال لاهوری ))
یه لحظه طول می كشه تا از یكی خوشت بیاد
یه دقیقه طول میكشه تا یكی رو بپیچونی
یه ساعت طول می كشه تا یكی را دوست داشته باشی
یه روز طول می كشه تا دلت برای یكی تنگ بشه
یه هفته طول می كشه تا به یكی عادت كنی
حتی كمتر از یه ماه طول میكشه تا عاشق كسی بشی
اما یه عمر طول می كشه تا فراموشش كنی!
|
|